تبليغاتX
شکسته فریاد

دیروز دفتر مؤسسه غیر دولتی "کنشگران داوطلب" پلمپ و دکتر سهراب رزاقی مسئول این مؤسسه بازداشت شد. کنشگران مؤسسه ای است که در چند سال اخیر با برگزاری دوره های آموزشی و کارگاههای گوناگون در زمینه مهارتها و دانشهای مورد نیاز تشکلهای غیر دولتی، جایگاه منحصر به فردی در میان فعالان مستقل اجتماعی یافته است. شیوه کار و غنای آموزشهای این مؤسسه توانسته اعتماد و توجه تشکلها و مؤسسات غیر دولتی پاره ای از کشورهای دیگر از جمله هلند را نیز جلب کند و آنها داوطلب همکاری با این مؤسسه در پروژهای مشترک باشند. همین تورم و ریشه دوانی یک نهاد غیرحکومتی مهمترین دلیل برای دولتهای اقتدارگرا برای احساس خطر و مانع تراشی است. به ویژه اینکه بسیاری از فعالان نامدار حوزه زنان نیز در شمار اعضای این مؤسسه قرار دارند.

گذشته از این، مدتی است روزنامه کیهان و نشریات اقماری اش به شیوه مشکوک، و البته آشنایی، تخریب و اتهام زنی به فعالان اجتماعی و زنان را در دستور کار قرار داده اند. انتشار مدام اخبار مجعول و بی پایه در زمینه رسانه هایی چون سایت "روز آن لاین" و رادیو زمانه و بزرگنمایی ارتباطات معمول و طبیعی شخصیتهای سیاسی و اجتماعی اصلاح طلب با آنها حکایت از تدوین سناریویی امنیتی_قضایی برای پاره ای از فعالان اجتماعی دارد؛ به ویژه اینکه تلاش ستایش برانگیز خانم فرح کریمی، نماینده سابق مجلس هلند در راه اندازی این رسانه ها که بر خلاف اکثر رسانه های فارسی زبان خارج از کشور، ادبیات نزدیک تری به گفتمان اصلاح طلبی داخل کشور را نمایندگی می کنند این بهانه را در اختیار کیهان و کیهانیان قرار داده است که حرکتهایی از این دست را به کشورهای خارجی و سرویس های اطلاعتی آنها نسبت داده، پرونده های ساختگی علیه فعالان منتقد اجتماعی را سنگین تر گردانند.

هراس و حساسیت حاکمیت نسبت به حرکتهای و جنبش های اجتماعی به مراتب بیشتر از احزاب و شخصیتهای سیاسی منتقد است. مغزهای متفکر جریان اقتدارگرای حاکمیت به خوبی می دانند که اگر فعالان حوزه های اجتماعی و رسانه های آنان مجال فعالیت و توسعه بیابند، چون بازتاب دهنده مسایل و مشکلات ملموس و عینی جامعه خواهند بود، یارگیری گسترده تر و سریع تری نسبت به احزاب خواهند داشت و تشکل یابی و هویت یابی توده ها در قالب نهادهای غیر حکومتی بزرگ ترین خطری است که حاکمیت اقتدارگرا را می تواند در معرض تهدید قرار دهد.

اقتدار گرایی با شکل گیری هر "ما"یی در برابر حاکمیت مخالف است و این "ما" هرچه متورم تر و تأثیرگذارتر باشد، اولویت بیشری برای سرکوب دارد.

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 19:43 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

دو سه روز بود وبلاگم بالا نمی آمد. مجبور شدم دست به دامان طراح  بزرگوارش صابرخان شوم که فروتنانه به دادش رسید.

این روزها خبرهای خوشی از وضعیت مطبوعات توقیف شده می رسد. شرق و هم میهن و آسیا به فاصله چند روز رفع توقیف شدند. گویا درگیری پنهان و پیدای دولت با مدیریت قوه قضائیه باعث نرمش این قوه در برابر مطبوعات شده تا تیغ نقد آنها در برابر دولت تیزتر شود. در این میان رفع توقیف سه نشریه نزدیک به طیف کارگزاران و از آن سو، لغو امتیاز روزنامه توقیف شده بنیان که به طیف مشارکت و ملی مذهبی نزدیک تر بود، خبر از تحکیم ائتلاف هاشمیین (هاشمی رفسنجانی و هاشمی شاهرودی) در برابر طیف مصباح یزدی می دهد. این ائتلاف به ویژه با در نظر گرفتن ترکیب جدید مجلس خبرگان، بسیار حیاتی و سرنوشت ساز خواهد بود.

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 18:36 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

هشتم مارس چند سالی است به روزی برای همصدایی و همخروشی زنان ایرانی با زنان دیگر کشورها تبدیل شده است. این روز فرصتی است برای زنان دردمند و دردآشنای جهان که مطالبات، محدودیتها، مشکلات و محرومیتهای خود را همسرایی کنند و افکار عمومی جهانیان را به مسایل این نیمه دوم بشریت فرابخوانند. اما و هزار اما که دولتهای آزادی کش و دموکراسی ستیز حتی حق فریاد را نیز از آنان دریغ می دارند و "پررویی" و "پرده دری" آنها را با ارعاب و سرکوب و بازداشت و ضربات بی رحمانه باتوم پاسخ می گویند. غافل از اینکه دوران ضعیفه و عورت بودن زنان سالهاست پایان گرفته و زنان تحصیلکرده، پژوهنده و ژرف اندیش امروز هیچ دلیلی برای پرده نشینی و اطاعت بی چون و چرا از "آقا بالاسر"های خانه و بیرون از خانه نمی بینند. آنها به روشنی می دانند که راهی سخت پرسنگلاخ و "مرد" افکنی پیش رو دارند. اما سختی های این راه را که با توجه به اوضاع زمانه زیاد هم طولانی نیست، بر ادامه رنجهای پیدا و پنهانی که ژرفا و پهنایشان به درازنا و گستردگی تاریخ بشر است ترجیح می دهند.

جنبش زنان ایران در مقایسه با جنبش دموکراسی خواهی این کشور از مزیتی برخوردار است که مقاومت فعالان این جنبش و هم امید کامیابی شان را صدچندان می کند. آن مزیت این است که مطالبات زنان ایرانی محصول مطالعات تئوریک و پرس و جوها و گفت و شنودهای آکادمیک و روشنفکرانه نیست؛  زاییده قرنها تحمل و فروخوری رنجها، ستمها و بی عدالتی هایی است که هر زن ایرانی در لحظه لحظه و گوشه گوشه زندگی خود  با آنها دست و پنجه نرم می کند.

 این فریادِ برآمده از درد را به زور باتوم نمی توان خاموش کرد. ضربه های باتوم مأموران حکومت در برابر رنجهایی که آنها کشیده اند و می کشند نوازشی بیش نیست!

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 19:5 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 چه کسی گفته دولت حمدی نژاد به دنبال تک صدایی است؟ اتفاقاً به عقیده من، چند صدایی در هیچ کدام از دولت های بعد از انقلاب به اندازه این دولت مجال ظهور نداشته است. حتی دولتهای  پیشرفته غربی و دموکراسی های پیر هم از ایجاد چنین بستری برای چند صدایی ناتوان اند. تنها یک تفاوت اندک در چگونگی چند صدایی موجود در دولت احمدی نژاد با دیگر دولتها و کشورها وجود دارد. در همه جا رسم بر این است که چند صدایی در حوزه شخصیتها، احزاب، مطبوعات و نهادهای مدنی  جریان دارد و شخصیتهای دولتی و رسمی تلاش می کنند بازگو کننده موضع و سیاست واحدی باشند، اما در دولت جناب احمدی نژاد قضیه تماماً برعکس است. در این دولت هرچه حزب و روزنامه و دانشجو و صاحب‌نظر وجود دارد، به بهانه لزوم یک صدایی در برابر دشمنان و بیگانگان سرکوب می شوند و در عوض پیشرفته ترین نوع چندصدایی در میان مقامهای رسمی ودولتی جاری می شود.

من گاهی دلم به حال این سران کشوراهای غربی می سوزد که سردرگم مانده اند در این مملکت حرف چه کسی را به عنوان موضع جمهوری اسلامی بپذیرند. رییس جمهور صحبت از ترمز بریدن می کند، اما به فاصله چند ساعت دبیر شورای عالی امنیت ملی از نظر مثبت جمهوری اسلامی در باره مذاکره با آمریکا سخن می گوید. یا در روز 22 بهمن، احمدی نژاد در میدان آزادی با تندترین ادبیات برای غرب و آمریکا خط و نشان می کشد و در همان زمان، علی لاریجانی در مونیخ در ملایمت و ادبیات دیپلماتیک، روی ابراهیم یزدی را سفید می کند. بدبخت سران کشورهای دیگر مانده اند با کدام ساز ما برقصند. همین است که روز بعد از 22 بهمن، یکی از مقامات آمریکا گفته بود مواضع علی لاریجانی در مونیخ و محمود احمدی نژاد در میدان آزادی تهران آن قدر با هم تفاوت دارد که گویا آنها از یک کشور نیستند.

کسی چه می داند؟ شاید این هم از شگردهای "دولت اسلامی" برای سردرگم کردن دشمنان است. مگر در متون دینی ما نیامده است: " الحرب خدعه؛ جنگ چیزی جز حیله ورزی نیست"؟   

نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 21:11 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

وقتي پرسشهاي آزمون ضمن خدمت آموزش و پرورش را درباره پيامبر اكرم(ص) ديدم، بدنم يخ كرد. فكر نمي‌كردم اين قدر وقيح و شرم‌آور باشد. مانده‌ام اين پرسشها چه تفاوتي با كاريكاتورهاي  دانماركي دارند؟ آن كاريكاتورها هر چه بودند به دست نامسلمانان و تحت تأثير فضاي سنگين "اسلام هراسي" در غرب كشيده شده بودند، اما اين سؤالها در كشوري تهيه شده‌ است كه نام خود را ام‌القراي جهان اسلام گذاشته و اتفاقاً امسال را سال "پيامبر اعظم" نام‌گذاري كرده است.

گويا در نگاه آقايان، فقط "غير خودي‌"‌ها نبايد به ارزشهاي اسلامي نگاه چپ بياندازند؛ وگرنه خودي‌ها هر غلطي بكنند نازك‌تر از گل نبايد به آنها گفت.  تصور كنيد اين اتفاق در زمان رياست جمهوري خاتمي‌ مي‌افتاد. شك ندارم كه تمام دولت خاتمي و هركس كه نام اصلاح‌طلب بر خودش گذاشته بود تار و مار مي‌شد. مگر يادمان رفته است سر نشريه موج، كه با صدگونه تعبير هم نمي‌شد از محتوايش توهين به امام زمان برداشت كرد، چه آشوبي به پا كردند؟ كجايند آن عمامه به سرها و كفن‌پوشهايي كه در دوره اصلاحات به هر بهانه‌اي به خيابان مي‌ريختند و فرياد وا‌اسلامايشان گوش فلك را کر كرده بود؟ كجاست آن مرجع تقليدي كه در جريان نشريه موج، عزاي عمومي اعلام كرد؟ كجاست آن قوه قضائيه‌اي كه بيچاره آقاجري را فقط به خاطر نقل قول از برخي كتابهاي شيعي، تا مرز ارتداد و اعدام پيش برد؟

اگر با معيارهاي ادعايي آقايان بسنجيم، تمام اهانتهايي كه به قول اينها در هشت سال دولت اصلاحات به اسلام و ارزشهاي اسلامي صورت گرفته است، به لحاظ ميزان قبحشان، قابل مقايسه با گفتارها و كارهاي اهانت‌آميزي كه بالاترين رده‌هاي دولت جديد مرتكب شده اند نيست. رييس جمهور كه از ورود زنان به ورزشگاهها دفاع مي‌كند، معاون رييس جمهور كه به تماشاي زنان رقاص تركي مي‌نشيند و برايشان كف مي‌زند و اين هم از وزير آموزش و پرورش كه در زيرمجموعه‌اش چنين اهانت آشكاري به مقدس‌ترين شخصيت اسلام صورت مي‌گيرد.

من مدتها پيش به اين اطمينان رسيده بودم كه طيف مخالف اصلاح‌طلبان و نهادهاي وابسته به آنها كوچك‌ترين تعصبي نسبت به ارزشهاي ديني مورد ادعايشان ندارند و دين تنها ابزاري در دست آنان است براي رسيدن به قدرت و سركوب مخالفان، اما به قدرت رسيدن طيف احمدي‌نژاد و در حقيقت، مصباح يزدي كه در هشت سال گذشته بيشتر از همه نمايش "غيرت ديني" مي‌دادند به عقيده من، از الطاف خفيه خداوندي بود كه اين حقيقت بر ديگران نيز آشكار شود.

نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 6:48 توسط مسعود | |
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin